تازه های ادبی
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
رهرو منزل عشقیم و ز سرحدّ عدم
تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم
سبزه ی خطّ تو دیدیم و زبستان بهشت
به طلب کاری این مهر گیاه آمده ایم
با چنین گنج که شد خازن او روح امین
به گدائی به در خانه ی شاه آمده ام
لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست
که در این بحر کرم غرق گناه آمده ایم
آبرو می رود ای ابر خطا پوش ببار
که به دیوان عمل نامه سیاه آمده ایم
حافظ این خرقه ی پشمینه بینداز که ما
از پی قافله با آتش آه آمده ایم
حافظ

